شکوفایی پرها در مد بهاره؛ پر جای خز را میگیرد؟
پر از دوران مصر باستان کاربرد داشت، زمانی که از پر شترمرغ برای تزیین بادبزنها استفاده میشد و حتی در هیروگلیفها نیز دیده میشد.
ماجرا از هفته مد نیویورک آغاز شد. پرهای سیاه از جلوی پالتوی بژ مجموعه برندن مکسول بیرون ریخته بود؛ لباس بافتنی دوتکه آلتوزارا طوری طراحی شده بود گویی مدل را با قیر و پر پوشاندهاند؛ و لباس دکلتهای با ردیفهای منظم پرهای سفید لطیف که حالتی ابرمانند داشت.
به گزارش مجله زیبایی سبز به نقل از ایندپندنت به نوشته سیانان، در نمایشهای مد لندن نیز این روند ادامه داشت: لباس شب روکساندا با پرهای چندرنگ آبشاری، یا کتانیهای ساقدار کانورس پردار اسکار اویانگ.
در پاریس، طراحان با هماهنگی مانند دسته پرستوها حرکت کردند. طرح پیِرپائولو پیچولی برای بالنسیاگا بر پایه پر بود: دامن ماکسی پوشیده از پر همراه تیشرتی ساده و چند پیراهن با حاشیههای پر ظریف.
برای شنل، ماتیو بلیزی از آتلیه تخصصی خانه مد لماریه خواست گلهای کاملیا، تاجهای سر، گوشواره و دامنهای بزرگ پرکاریشده درست کند. در مجموعه ویکتوریا بکام، لباسها کوچکتر اما به همان اندازه پرزدار بودند. استلا مککارتنی، مدافع سرسخت محیط زیست، نیز با ابداع نخستین جایگزین گیاهی پر به صف طراحان پیوست.
در این فصل، پر بر تمامی صحنههای مد حاکم بود. اما پر چگونه به نماد تجمل تبدیل شد؟
پر از دوران مصر باستان کاربرد داشت، زمانی که از پر شترمرغ برای تزیین بادبزنها استفاده میشد و حتی در هیروگلیفها نیز دیده میشد. در هنر بابلی و آشوری نیز بدن خدایان یا تاجهای سلطنتی با پر آراسته میشد.
حدود میانه قرن شانزدهم، پر وارد پوشاک مردم شدند. انگلیسیها از پرهای غاز، مرغ که با گچ و گوگرد ضدعفونی شده بودند، در کلاهها و بادبزنها استفاده کردند. پر برای طبقات پایینتر کاربردیتر بود و بیشتر در ساخت جارو یا رختخواب به کار میرفت.
در قرن هجدهم، ماری آنتوانت با استفاده از پرهای بزرگ شترمرغ در آرایش مو، این سبک را به اوج رساند. تاجهای مو با پرهای عظیم بهقدری بلند بودند که روزنامهها از ماجراهای آتش گرفتنشان در مجالس شبانه مینوشتند.
اما تب واقعی پر در قرن نوزدهم و با گسترش امپراتوری بریتانیا و مسیرهای تجارت جهانی آغاز شد. پرندگان بهشتی از جزایری مانند گینه نو شکار میشدند و پرهایشان در اروپا و آمریکا در مزایدههای لندن، پاریس و آمستردام فروخته میشد. این پرهای عجیب به نماد تجمل و قدرت تبدیل شدند.
در دهه ۱۸۷۰، حتی پرندگان تاکسیدرمیشده مانند مرغ مگسخوار روی بادبزنهای پرکاریشده نصب میشدند و پرندگان بزرگتر با پرهای طبیعی روی کلاههای مخملی خودنمایی میکردند.
تا اوایل قرن بیستم، میلیونها پرنده برای تجارت پر کشته شدند و بسیاری از گونهها در معرض انقراض قرار گرفتند. تقاضا چنان زیاد بود که حتی پرشناسهای آمریکایی نمیتوانستند برای پژوهش پر بخرند. وقتی کشتی تایتانیک در سال ۱۹۱۲ غرق شد، یکی از باارزشترین محمولههایش پرهای شترمرغ بود که به نیویورک میرفت و ارزش بیمهشدهاش معادل حدود ۲.۳ میلیون دلار امروز و تقریبا به اندازه الماس بود.
اما همه شیفته این مد نبودند. دو زن اهل بوستون، هریت همنوی و مینا بی. هال، به کشتار پرندگان کمیاب اعتراض کردند و با برگزاری مهمانیهای عصرانه، سعی کردند زنان ثروتمند را از پوشیدن پر منصرف کنند. در سال ۱۹۰۵، «انجمن آدوبون» را برای حفاظت از پرندگان بنیان نهادند و در نهایت، به تصویب قوانینی کمک کردند که شکار یا فروش پرندگان مهاجر را ممنوع کرد.
در سال ۱۹۲۱، بریتانیا نیز واردات پرندگان عجیب برای مد را غیرقانونی اعلام کرد. با این حال، پر شترمرغ بهدلیل اینکه نیازی به کشتن حیوان نبود، از این قوانین مستثنا ماند و هنوز هم پرکاربردترین پر در صنعت مد است.
امروزه، بسیاری از طراحان مانند دوناتلا ورساچه، جان گالیانو و جورجو آرمانی استفاده از خز را کنار گذاشتهاند و نامهای تجاری لوکس مانند گوچی، شنل، پرادا و بربری نیز متعهد شدهاند خز طبیعی به کار نبرند. اما آیا موفقیت جنبش «ضدخز» به رواج دوباره پر منجر شده است؟
به گفته اما هاکانسون، بنیانگذار گروه مد اخلاقی «عدالت مد جمعی»، استفاده از پر شترمرغ جایگزینی برای خز است اما تصمیمی ناآگاهانه است، چون همان مشکل به شکلی دیگر تکرار میشود. او توضیح داد اگرچه پرهای شترمرغ بدون نیاز به کشتن پرنده برداشته میشوند، پژوهش این سازمان در سال ۲۰۲۳ نشان داده است همه سیستمهای تولید پر شترمرغ در نهایت به مرگ پرنده منتهی میشوند.
اما تغییر پایدار نیازمند نوآوری است. یکی از نمایشهای متمرکز بر پر فصل بهار-تابستان ۲۰۲۶ متعلق به استلا مککارتنی بود. پرهای گیاهی موسوم به فورز (Fevvers) که برای تزیین لباسها استفاده شدند، نخستین جایگزین اخلاقی پرهای پرندگان در جهاناند.
با وجود صحنههای مملو از پر در آخرین فصل مد، نوآوریهایی مانند فورز و سیاستهایی که مد را اخلاقیتر و پایدارتر میکنند، مانع خلاقیت نیستند، بلکه آن را گسترش میدهند، زیرا طراحان را وادار میکنند فراتر از چارچوبهای پیشین فکر کنند.

